پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

یادداشتهای مامان

روز دخمل خوشگلم مبارککککک ....

پیشاپیش 3 مرداد روز دختر روز عزیز دل باباهااا هووی ماماناا ناموس داداشااا جیگر شوهراا عامل خوشبختی پسراا مباااارک دخملیااا ️ ️ ️ ️ روزلباس صورتیا عشق پاستیلا لاک خوشکلیا معتادرژلب شیطنتای یواشکی دیوونه های لواشکی بوسه های خجالتی حسادتهای عشقولانه تودل بروههای همیشگی روزدخترپیشاپیش مبارک تقدیم به دخمل گلم دخــتر یعنـی فــرشـته مراقـبش باشـید! دخــتر یعنی همونجا وایسا میـام دنـبالت دیر وقته دختـر یعنـی حوا برای کـسـی که آدمـه دختـر یعنـی بهونه گیری های مــدام،از سر دلتنگی دختـر یعنـی لاکای رنگارنگ دختــر ی...
2 مرداد 1396

تابستون شما جوجوها ....

سلااااام جوجوهای خوشگلم .... عزیزانم اومدم تا براتون بگم که تابستون هم شروع شده و شما جوجوها هم درگیر کلاسهای تابستونیتون هستین . ارشیا گلی مامان که کلاس زبانشو داره ادامه میده و کلاس فوتبال برق شیراز هم ثبت نام کرده و داره میره. هانی گلی مامان هم داره همچنان کلاس آی متشو ادامه میده . ۱۸ تیر هم جشن فارغ التحصیلی کیف قرمزتون بود که با تقریبا سه ماه تاخیر برگزار شد و مدرک پایان دورتونو بهتون دادن که انشالله بعد عکس ازش میگیرم و برات میذارم . خلاصه اینکه این روزا همش من و بابایی درگیر کلاس بردن شما جوجوها هستیم . اینم بگم که کلاس زبان و تمرین فوتبال ارشیا گلی دوتاش افتاده بود یه زمان و یه ساعت . که کلی دوندگی کردم تا بتونم یکیشو جابجا کنم ....
20 تير 1396

سلام تابستان ....

بهار هم تمام شد تابستانت به خیر فرزندانم نداشته هایت را بی خیال غصه هایت را بی خیال هر چه که تورا ناآرام میکند بی خیال همین که امروز نفس کشیده ای خوش به حالت عمیق نفس بکش عشق را زندگی را بودن را مزه مزه کن ببین لمس کن و با تک تک سلولهایت لبخند بزن که زندگی زیباست تابستان زیباست شبهای پرستاره ات گرما و درخشش طلایی خورشیدش روزهای بلندش هندوانه و گیلاس و شربت خنک طعم خوب کودکی ها آبتنی سر ظهر در جوی زلال آب با پای برهنه راه رفتن همه زیباست سلام تابستان .......
4 تير 1396

تولدت مبارک داداشم .....

داداشم دوباره سالروز تولدمون اومد و من دوباره تنها بودم و تو نبودی که با خوشحالی تولدتو بهت تبریک بگم . راستشو بگم داداشم دیگه از روز تولدم بدم میاد چون تو نیستی . روز تولد من و تو یکی بود و هر سال با خوشحالی به همدیگه این روز رو تبریک میگفتیم ولی الان چند سال هست که تو نیستی و من تنهام .  ما که روز تولدمون یکی بود پس چرا تو زودتر رفتی پیش خدا و من رو تنها گذاشتی . .    همه  تو روز تولدشون کلی خوشحالن و ذوق میکنن و جشن میگیرن و انتظار روز تولدشون رو میکشن ولی من متنفرم از این روز . چون تو نیستی دیگه ....     دلم خیلی برات تنگ شده داداش گلم ...        &nbs...
14 خرداد 1396